خانه / اخبار / گفت‌وگو با مریم واعظ‌پور گوینده پیشکسوت رادیو

گفت‌وگو با مریم واعظ‌پور گوینده پیشکسوت رادیو

«چکاوک» و «عقیق و عتیق» از جمله برنامه‌هایی است که مریم واعظ‌پور سال‌ها در شبکه رادیویی جوان اجرا ‌می‌کرد و پس از آن وارد رادیو فرهنگ شد و همچنان اجرای برنامه‌هایی در همین سبک را ادامه داده است. این گوینده حدود ۳۰ سال تجربه گویندگی دارد و با وجود آن‌که گونه‌های متنوعی از برنامه‌ها را اجرا کرده، اما به گفته خودش علاقه اصلی او، برنامه‌های ادبی و عرفانی است. اگر شما هم شنونده برنامه‌های این گوینده باشید، متوجه شده‌اید که صدایش به سبب لطافت و آرامش، یکی از بهترین گزینه‌ها برای اجرای این دست برنامه‌هاست. با او درباره سبک موردعلاقه‌اش در اجرا، تفاوت میان نسل قدیم و جدید گویندگان و … به گفت‌وگو نشستیم.

مریم واعظ پور-گوینده رادیو-هنر صدا

مدتی است بیشتر صدای شما را از رادیو فرهنگ میشنویم. انتخاب این شبکه بنا به علاقه خودتان بوده یا اتفاقی پیش آمده است؟

ماجرا این است که من اول از طریق رادیو ایران وارد این رسانه شدم. بعد از افتتاح شبکه رادیو جوان، آقای خجسته خواستند که به شبکه جوان بروم. در آنجا بیشتر برنامههای ادبی و عرفانی داشتم که برایم بسیار مطلوب بود. ۱۲ سال اجرای برنامه اذانگاهی ظهر رادیو جوان به عهده من بود، اما آرام آرام شکل اجرا در این شبکه تغییر کرد و دیگر مورد پسندم نبود؛ در همین زمان
آقای کاظمزاده ـ مدیر سابق رادیو فرهنگ ـ از من دعوت کرد به رادیو فرهنگ بروم و گفتند اینجا جای تو است. تقریبا پنج سال است که در شبکه رادیویی فرهنگ کار میکنم. همچنین ۲۰ سال است در شبکه پیام هستم و یک روز در هفته در این شبکه شیفت دارم.

ترجیح خودتان اجرای چه برنامههایی است؟

یک گوینده باید آنقدر توانمند باشد که بتواند همه نوع برنامهای را اجرا کند. مثلا من برنامه سیاسی را اصلا دوست ندارم و آنچنان هم سواد سیاسی ندارم، اما چهار سال برنامه «سپهر سیاست» را در شبکه چهار تلویزیون اجرا کردم. برنامه ورزشی را دوست ندارم، ولی زمانی بوده که این سبک را هم اجرا کردم؛ اما در نهایت فرد به یک سمت کشیده میشود و آن تخصصاش میشود. تخصص من برنامههای فلسفی، عرفانی و ادبی است.

علاقه شما هم بیشتر اینگونه برنامههاست؟

بله، اما برنامههای دیگر را هم اجرا میکنم.

برای ورود به این حرفه و ماندگار شدن چه ویژگیهایی لازم است؟

صدای خوب بخشی از کار است. سواد رسانهای، به روز بودن، مطالعه، تمرینات تنفسی و فن بیان نیاز است. اگر کسی یک روز خودش را گوینده دانست، روز مرگ حرفهایاش فرارسیده است. وقتی احساس کنی گویندهای هستی که قبولت دارند، دیگر پیشرفت نمیکنی. ۳۰ سال است کار میکنم و هنوز خودم را گوینده نمیدانم. هنوز هم اگر به من بگویند کلاسی برگزار میشود، در آن شرکت میکنم؛ اما به بعضی جوانان که مدتی است وارد این حرفه شدهاند وقتی میگویند کلاس برو، با خودشان میگویند چرا؟ ما که دیگر وارد کار شدهایم؟! به خاطر دارم زمانی که ما کارمان را شروع کردیم برایمان دوره میگذاشتند و بعد کم کم اجرای برنامه تولیدی را به ما میسپردند، ولی امروز بسیاری از جوانان سریع وارد برنامههای زنده میشوند. خود من شش ماه از ساعت ۸ صبح تا ۴ بعدازظهر زیرنظر آقای جواد مانی، تهیهکننده رادیو دوره دیدم.

در واقع معتقدید میان شما و نسل جدید گویندگان تفاوتهای جدی وجود دارد؟

نمیشود جمع بست، اما اخلاق و کارحرفهای دو مقولهای است که به نظر من در این نسل با مشکل روبهروست. البته تقصیری هم ندارند باید آموزش ببینند. حتی طرز رفتار باید آموزش داده شود. ۲۰ سال پیش،زمانی که دخترم وارد سازمان شد به او گفتم باید به کسی که یک هفته قبل از تو وارد این حرفه شده است بهعنوان پیشکسوت احترام بگذاری. به نظرم خوب است که سازمان افراد اهل فن و قدیمی را جمع کند و برای عزیزان تازه وارد کلاسهای ادبیات، عروض و شعرخوانی برگزار کند. شعرخوانی واقعا معضل شده است. بسیاری از گویندگان ما اشعار را بدرستی نمیخوانند. این فاجعه است چون تعداد شنوندگان رادیو بسیار زیاد است و برای برخی مردم، رادیو معیار و حجت است. وقتی گوینده کلمهای را به شکلی خاص تلفظ میکند، مردم هم همانگونه به کار میبرند و میگویند: «رادیو گفته است!» هنوز برخی گویندگان نمیدانند تلفظ متفاوت برخی کلمات معنی آنها را عوض میکند و این خیلی بد است. غیر از این موارد، همانطور که اشاره کردم مدتی در یکی از شبکههای رادیویی لحنهم خیلی تغییر کرده بود و به نظرم زیبا نبود که البته الان خیلی بهتر شده است.

احتمالا گویندگان در آن شبکه پاسخشان این است که باید به زبان مخاطب یعنی جوانان صحبت کنند.

ببینید مثل این میماند که من بخواهم شاد صحبت کنم. از نظر حرفهای برای این کار کافی است که یک لبخند روی لب داشته باشی و صحبت کنی. با جیغ زدن صدا شاد نمیشود.

به نبود آموزش اشاره کردید، اما امروزه کلاسهای آزاد فن بیان وگویندگی بسیار زیاد شده است. این کلاسها به حرفهای شدن علاقهمندان کمک نمیکند؟

همه کلاسهایی که به صورت آزاد برگزار میشود، قابل تائید نیست. کدام یک از کسانی که در چنین جاهایی دوره دیده‌‌اند، وارد سازمان شدهاند و توانستهاند کار کنند؟

چرا خودتان وارد عرصه تدریس نمیشوید؟

یک مدت به صورت خصوصی کلاس داشتم، ولی سالهاست که دیگر نه. الان از من سابقهدارتر و حرفهایتر وجود دارد، اما به نظرم بهتر است خود سازمان بودجهای را برای آموزش اختصاص دهد؛ آن وقت ببینید که چه گویندگان خوبی پرورش مییابند.

همانطور که گفتید دخترتان، نسیم رفیعی هم از گویندگان رادیوست. مشوق ورود او به این حرفه بودید یا مانع او؟

چون دیدم علاقهمند است، اجازه دادم وارد شود. سالها در شبکه جوان کار میکرد و گاهی به او تذکر میدادم تو هم داری شبیه عدهای میشوی که جیغ جیغ میکنند! خوشبختانه میپذیرد چون مرا قبول دارد. خدا را شکر الان خودش را در این حرفه پیدا کرده و موفق است.

او هم به شما انتقاد میکند؟

بله. با هم خیلی تعامل داریم. پیش آمده که بگوید: «مامان فلان برنامه اجرایت مناسب نبود». من هم میپذیرم و گاهی هم میگویم که مخصوصا آن طور
اجرا کردم.

امروز اجرا در کدام رسانه را ترجیح میدهید؟ رادیو یا تلویزیون؟

رادیو را انتخاب میکنم.

با وجود انتقاداتی که مطرح شد؟

با تمام تفاصیل رادیو برایم ارجح است.

چرا؟

به نظرم رادیو خیلی صمیمیتر از تلویزیون است. ارتباط با مخاطبان در رادیو مشکلتر از تلویزیون است، چون در تلویزیون تصویر، برخی معایب را میپوشاند ولی در رادیو صرفا گوش شنونده است و دهان گوینده. اینکه فقط از طریق لحن صدا با مخاطب ارتباط برقرار کنی بسیار دشوار است، ولی در عین حال برایم بسیار مطلوب و جذاب است.

خودتان چقدر مخاطب رادیو هستید؟

سالها برنامههای خودم را منتقدانه گوش میکردم، ولی الان نه. چون گرفتاریهایم زیاد شده است، بیشتردر رادیو هستم و نمیرسم گوش بدهم. برنامههای دیگر را هم کم و بیش
میشنوم.

منبع: جام جم آنلاین

درباره admin

پاسخ دادن

نکات : آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.فیلدهای الزامی علامت گذاری شده اند. *

*

*